دلتنگ ديدن روي ماهت...
فداي وجود تو بشم كه انقدر خواستني هستي ...
دوستت دارم....
برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 دی 1397 ساعت: 23:28
باید بگذرم از اونی که دوستش دارم چون دوستش دارم....
چقدر سخته خدا ...
اون دلش آشوبه....
نگرانه....
الان به تنها چیزی که فکر میکنه نبودن منه....
به قول خودش " خاااااااااااااک بر سر من"....
خاک بر سر من که نشد کنترلش کنم که از دستش ندم....
از دست دادمش...
خودشو...
دوست داشتنی که به هرحال به وجود اومده بود...
حتی اگه کم.....
دلم تنگ شده براش.....
خیلی زیاد....
حالم خیلی بده...............
خیلی...
کاش می شد بمیرم.....
برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 دی 1397 ساعت: 23:28
یعنی ممکنه حتی یک درصد بهم فکر کنی؟...
بعید میدونم ....
اختیاری روی قلبم ندارم.....
همه تلاشم رو میکنم تا مزاحمت نباشم....
برام دعا کن ...
البته که دعا برای مسائل مهمتر داری....
چه روز سختی....
برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 دی 1397 ساعت: 23:28
خدایاااااا......
خدایااااااااااااااااااااااااااا...............
یا این قلب رو آروم کن....................
یا نمیخوام دیگه زنده بمونم......................
برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 دی 1397 ساعت: 23:28
برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 دی 1397 ساعت: 23:28
تنها که نه ... من و عشقش...
از این به بعد من هستم و عاشقانه هام و اینجا....
از غم و غصه نمی نویسم چون همیشه خندیدنم و شیطونیام رو دوست داشت...
خل خل بازی دوست داشت....
دیووونه بازی ...
درسته که دیگه آدم سابق نمیشم.... دلم مثل سابق نمیشه...
یه غم نشست توش اندازه ی همه ی دنیا....
دل شکسته درست میشه مگه؟؟؟
اما سعی می کنم باشم اونی که میخواست....
اونی که حالش باهاش خوب بود... می خندید....
دوستش دارم....
همین...
برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 دی 1397 ساعت: 23:28

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 دی 1397 ساعت: 23:28
چقدر دلم میخواست اینجوری از خدا تشکر کنم....
واااااااااااااااای خدایا و شکرت.....
شکرت که حواست بهم هست....
شکرت که هوای دل آشوبم رو داشتی....
شکر...شکر....شکر
برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 دی 1397 ساعت: 23:28